چرا به شب یلدا، شب چله می‌گویند؟

چرا به شب یلدا، شب چله می‌گویند؟

شب اول زمستان را به این دلیل « شب چله » می‌گویند، زیرا در پندار ایرانیان، کشف آتش توسط هوشنگ، پادشاه پیشدادی در دهم بهمن ماه صورت گرفته است و فاصلة اول دی تا دهم بهمن، چهل روز است و این چهل روز اول زمستان را نیاکانمان «چلة بزرگ» می‌گفتند. پس از آن، چلة کوچک شروع می‌شود که بیست روز از بهمن و بیست روز از اسفند ماه را شامل می‌شد. همچنین در فرهنگ مردم عامیانه، بیست روز آخر ماه بهمن به « چلة کوچک » معروف است.


از نظر نجومی، در کوتاه‌ترین روز سال، خورشید در دورترین نقطة جنوبی از استوا قرار می‌گیرد و شب در بلندای وسعت تیرگی، میدان‌دار جهالت است. به باور نیاکان ما در شب یلدا که بلندترین و شوم‌ترین شب سال است، نبرد سنگینی میان نور و تاریکی درمی‌گیرد که سرانجام به شکست تاریکی و زایش دوبارة نور می‌انجامد، به‌طوری‌ که امروز در ادبیات شعری ما این ضرب‌المثل برای نبرد ظفرنمون نور رایج است: « پایان شب سیه سپید است ». به همین منظور است که نیاکان ما شب آخر پائیز را شب زایش مهر و یا زایش خورشید می‌نامیدند و به یمن آن، جشن باشکوهی برپا می‌کردند. از نظر لغوی، « یلدا » واژه‌ای است سریانی به معنای میلاد، تولد و یا زاده‌شدن است که ابوریحان بیرونی آن را « شب زادان » ترجمه کرده‌اند. جشن یلدا بر تمامی ایرانیان مبارک باد. شب یلدا را به شادی می گذرانیم… به امید پایان بخشیدن همیشگی به تاریکی های ایران و تابش  همیشگی نور بر پهنه ی میهمان …

 

شهادت امام حسن عسکری (ع)

شهادت امام حسن عسکری (ع)

شهادت

روز هشتم ربیع الاول سال 260 هجری، روز دردآلودی برای شهر سامرا بود؛ زیرا خبر شهادت امام عسکری در عنفوان جوانی همه جا را فرا گرفت. بازارها تعطیل شد و توده های محرومی که محبت خود را نسبت به امام، از ترس سرکوب نظام، نهان می داشتند، امروز عنان عواطف خروشان خویش را از کف دادند و شتابان وگریان به سوی خانه امام حرکت کردند.

کرامت امام (ع)

علی بن زید گفت: من اسبی داشتم و بدان می نازیدم و در هر جا از او سخن می گفتم. یک روز خدمت ابومحمد علیه السلام رسیدم. به من فرمود اسبت چه شد؟ گفتم آن را دارم و هم اکنون بر در خانه شماست. فرمود: تا شب نرسیده، اگر خریداری پیدا شد آن را عوض کن و تأخیر مکن. در آن هنگام کسی بر ما وارد شد و رشته سخن را برید. من اندیشناک برخاستم و به خانه رفتم و به برادرم گزارش دادم. در پاسخ من گفت: من نمی دانم چه بگویم. از فروشش به مردم دریغم آمد. چون شب شد نوکری که آن اسب را تیمار می کرد آمد و گفت: ارباب! اسبت مرد. مرا غم فرا گرفت و دانستم امام از گفتار خود این را در نظر داشته است.

گوشه ای از زندگی امام

یازدهمین پیشوای متقیان، امام حسن عسگری علیه السلام در سال 232 ه. ق چشم به جهان گشود. پدرش امام دهم، حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام حدیثه است که برخی از او با نام سوسن یاد کرده اند. از آن جایی که امام حسن علیه السلام به دستور خلیفه عباسی در سامرا در محله عسکر سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده می شود. از مشهورترین القاب حضرت نقی و زکی و کنیه اش ابومحمد است. او 22 ساله بود که پدر ارجمندش به شهادت رسید. مدت امامتش شش سال و عمر شریفش 28 سال بود و در سال 260 ه. ق به شهادت رسید و در خانه خود در شهر سامرا کنار مرقد پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.

تدبیر امام

ابوهاشم جعفری می گوید: ما در زندان بودیم که امام حسن عسگری علیه السلام و برادرش جعفر را وارد زندان کردند. برای عرض ادب و خدمت، به سوی حضرت شتافتیم و دور ایشان جمع شدیم. در زندان مردی عجمی بود و ادعا می کرد که از علویان است. امام متوجه حضور وی شد و فرمود: اگر در جمع شما بیگانه نبود به شما می گفتم کی آزاد می شوید. آنگاه به مرد عجم اشاره فرمود که بیرون برود و او بیرون رفت. سپس فرمود: این مرد از شما نیست. از او برحذر باشید. او گزارشی از آنچه گفته اید برای خلیفه تهیه کرده است که در لباس های اوست. یکی از حاضران او را تفتیش کرد و آن گزارش را که در لباسش، پنهان کرده بود، پیدا کرد. او مطالب مهم و خطرناکی درباره ما نوشته بود.

کوشش های علمی حضرت

گرچه امام حسن عسکری علیه السلام به حکم اوضاع نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسیان برقرار کرده بود، موفق به گسترش دامنه دانش خود در سطح جامعه نشد، اما در عین حال، در همان فشار و خفقان شاگردانی تربیت کرد که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش موثری داشتند. شیخ طوسی(ره) شاگردان حضرت را متجاوز از صدنفر ثبت کرده است که در میان آنها چهره های روشن و شخصیت های برجسته ای مانند احمد اشعری قمی، عثمان بن سعید عَمْری، علی بن جعفر و محمد بن حسن صفّار به چشم می خورند.

کرم امام

امام حسن عسگری علیه السلام همچون سایر پدران بزرگوار خود منبع جود و سخا بود و در بسیاری از مواقع قبل از این که کسی چیزی بخواهد، او را بی نیاز می کرد.

از ابویوسف، شاعر هم عصر حضرت، نقل شده است که گفت: تازه صاحب پسری شده بودم و دستم تنگ بود. کاغذی به عده ای نوشتم و از آنها کمک خواستم، اما از آنها ناامید شدم. در این هنگام ابوحمزه، فرستاده امام حسن عسگری علیه السلام ، در حالی که کیسه سیاهی به دست داشت و در آن چهارصد درهم بود بیرون آمد و گفت: مولایم فرمود: این مبلغ را برای آن کودک نورسیده صرف کن. خداوند در آن کودک برایت برکت قرار دهد.

شکوه و عظمت امام

گروهی از عباسیان نزد صالح، که از مخالفان حضرت بود، رفتند و به او گفتند بر امام سخت بگیر و او را لحظه ای راحت نگذار. صالح گفت دو نفر از نانجیب ترین مردانی که می توانستم پیدا کنم بر او گماشتم. اما آن دو نفر تحت تأثیر او واقع شدند و در عبادت و نماز و روزه کوشا شدند. آنها را احضار کردم و پرسیدم در آن مرد چه دیدید؟ آنها گفتند چه می توانیم بگوییم درباره مردی که روز را روزه می گیرد و شب را تماما بیدار است و شب زنده داری می کند. نه سخن می گوید و نه به جز عبادت به کاری مشغول می شود و هنگامی که به او نگاه می کنیم زانوانمان به لرزه می افتد و حالی به ما دست می دهد که نمی توانیم خود را نگه داریم. عباسیان هنگامی که این را شنیدند ناامید و سرافکنده برگشتند.

پند و نصیحت امام

محمد بن حسن گفت نامه ای به امام عسگری علیه السلام نوشتم و از تنگدستی شکایت کردم سپس با خود گفتم مگر امام صادق علیه السلام نفرمودند که فقر و تنگ دستی با ما بهتر از توانگری با دیگران است و کشته شدن با ما بهتر از زنده ماندن با دشمنان ما است.

امام در پاسخ نوشت: هر گاه گناهان دوستان ما زیاد شود خداوند آنها را به فقر گرفتار می کند و گاهی از بسیاری از گناهان می گذرد. هم چنان که پیش خود گفته ای تنگدست بودن با ما بهتر از توانگری با دیگران است. ما برای کسانی که به ما پناهنده شوند پناه گاهیم و برای کسانی که از ما هدایت بجویند نوریم. ما نگهدار کسانی هستیم که برای نجات از گمراهی، به ما متوسل می شوند.

آشنایی با روز جهانی هواپیمایی

آشنایی با روز جهانی هواپیمایی
17  آذر ماه مصادف با 7 دسامبر سالروز امضای کنوانسیون بین‌المللی هواپیمایی کشوری در سال 1944 است که متعاقب امضای این کنوانسیون، سازمان جهانی هواپیمایی کشوری تأسیس شد.

به این دلیل مجمع عمومی این سازمان در سال 1992، طی قطعنامه‌ای این روز را به عنوان روز جهانی هواپیمایی کشوری تصویب و اعلام کرد که از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به صورت رسمی این روز مورد تأیید قرار گرفته است.

همه ساله کشورها برای گرامیداشت این روز و یادآوری و تأکید بر اهمیت صنعت هواپیمایی کشوری در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع و نقش اساسی سازمان هواپیمایی کشوری در حفظ، ارتقا، ایمنی و کارآیی و قانونمندی در حمل و نقل هوایی نسبت به برگزاری مراسم این روز و اجرای برنامه‌های مختلف اقدام می‌کنند.

در ایران نیز سازمان هواپیمایی کشوری به عنوان متولی حاکمیتی، نظارتی و سیاستگذاری در صنعت حمل و نقل هوایی، برنامه این روز را با حضور مسئولین و دست اندرکاران شرکت‌های هواپیمایی و کارشناسان این صنعت در روز 16 آذر ماه برگزار می‌کند.

پرواز اولین هواپیما

b6e752f620447473b59ee728d536ce01

افسانه‌های قدیمی نقل می‌کنند که بشر همیشه سعی می‌کرده، به نحوی عمل پرواز را انجام دهد. برای مثال، ایکاروس و دائه دالوس از جمله کسانی بودند که سعی کردند با بال‌هائی که از پر و موم ساخته بودند پرواز کنند. ولی این آزمایش مدت صدها سال، مرگ بسیاری را که خواستند دوباره آزمایش کنند، فراهم آورد.

بنابراین یک وسیله جدیدی باید اختراع یا درست می‌شد. راجر بیکن اولین کسی بود که پیشنهاد کرد: ممکن است با ساختن موتوری که یک نفر هدایت آن را بر عهده داشته باشد، به این آرزوی دیرینه جامه عمل پوشاند.

در قرن هفدهم، توجه بشر به پروازهای سبک‌تر از هوا معطوف شد. بنابراین اولین پرواز با بالون هائی که از هوای گرم و هیدروژن پر می‌شدند انجام گرفت. به این ترتیب، بشر برای رسیدن به یک پرواز واقعی راه زیادی در پیش داشت.

اولین ماشین پرواز، سنگین‌تر از هوا، یک هواپیمای بی موتوری ساده بود که در سال 1804 ساخته شد. ظرفیتش، 154 اینچ مربع بود که روی یک میله نصب شده بود و دارای دمی هم در عقب بود.

در سال 1848، جان استرینگ فلو، اولین کسی بود که هواپیمای یک باله را که به وسیله نیروی بخار به حرکت درمی‌آمد، ساخت. طول این هواپیما 30 پا بود. پس از این که آزاد می‌شد، به تدریج بالا می‌رفت و با یک وسیله ساده‌ای هم که روی آن نصب کرده بودند می‌توانستند صعود آن را متوقف کرده و فرود آیند.

روس‌ها ادعا می‌کنند که الکساندر موژائیسکی، در سال 1882 اولین کسی بوده که با یک هواپیمای بخاری، پرواز کرده است. در 1896 دکتر ساموئل پیریونت لنگلی توانست یک پرواز موفقیت‌آمیز انجام دهد. بدین معنی که توانست 3250 پا با سرعت 25 میل در ساعت پرواز کند. بال هواپیمای او، 16 پا طول داشت.

در 17 دسامبر 1903، اوریل رایت شروع به ساختن یک موتور برای هواپیمای خود کرد. یعنی با قدرت خود هواپیما را به هوا برد. البته این یک پرواز با استاندارد امروزی نبود و فقط 120 پا با سرعت 31 میل در هر ساعت، ارتفاع می‌گرفت.

ولی همین هم کافی بود که آوریل و برادرش ویلبر را مصمم سازد که برای اولین‌بار هواپیمائی ساخته و پرواز دهند و پرواز آن به وسیله نیروی بخار نباشد، بلکه با قدرت خود هواپیما، به پرواز درآید.

در سال 1902 پرستون واتسون پرواز موفقیت آمیزی را با یک هواپیمای دو باله‌ای که موتور در آن کار گذاشته بودند، انجام داد. ولی این ادعا تا به حال رسماً تأیید نشده است.

7-december-international-day-sigmund

 

چرا 16 آذر به روز دانشجو نام گذاری شد؟

در تاریخ 24 آبان اعلام شد که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می‏ آید. نیکسون به ایران می‏آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد) ببیند. در مقابل دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که در فضای حکومت نظامی بعد از کودتای سیاه، هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدی تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام کرد و قرار شد که «دنیس رایت» ، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید. از همان روز 14 آذر تظاهراتی در گوشه و کنار به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‏ای دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. و بیشتر اعتراض ها از دانشکده پزشکی و داروسازی و حقوق و علوم آغاز شد. صبح شانزده آذر، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه‏ای را پیش بینی می‏کردند. فضا بشدت آبستن حوادث و درگیری بود. بعد از گذشت مدتی برای جلوگیری از تنش و درگیری چندین دانشکده تعطیل اعلام شد و در ادامه سراسر دانشگاه به دستور رییس دانشگاه تعطیل گردید. نیروهای نظامی رژیم که بشدت رفت و آمد دانشجویان را کنترل کرده و در این بین عده ای را نیز دستگیر نموده بودند, با حضور در کلاس یکی از اساتید دانشکده فنی (مهندس شمس استاد نقشه کشی) زمینه اعتراض را در کلاس درس ایجاد کردند. آنان قصد داشتند دو دانشجو را که ظاهرا به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض داشتند را دستگیر نمایند. دستگیری دو دانشجو کلاس را به هم زده، دانشجویی دیگر بر روی نیمکت کلاس فریاد می زند: “آقا ما چقدر بی عرضه هستیم. چقدر بدبخت هستیم. این کلاس نیست، این درس نیست. یک عده ای بدون اینکه از استاد و از کادر دانشگاه اجازه بگیرند وارد کلاس می‌شوند و هیاهو در می‌گیرد. تف به این کلاس و تف به این مملکت!” دانشکده فنی به هم می‌ریزد و در محاصره کامل نظامیان قرار می‌گیرد و به یکباره فرمان آتش صادر شده و دانشجویان در صحن طبقه اول به خون می‌غلطند عده‌ای زخمی شده و در این میان سه دانشجو به نامهای قندچی و بزرگ نیا و شریعت رضوی به شهادت می‌رسند. همان روز 16 آذر پلیس توسط رادیو اعلام کرد: “عده‌ای از دانشجویان در کلاسهای درس نشسته بودند و به پلیس چهره خشنی نشان می‌دادند و پلیس را مسخره می‌کردند و این باعث شده که پلیس به واکنش بیفتد. پلیس قصد زدن دانشجویان را نداشت ولی دانشجویان به پلیس حمله کردند و می‌خواستند اسلحه‌شان را بگیرند. پلیس در قالب دفاع این کار را کرده و قصدش زدن دانشجویان نبوده است.” فردای آن روز شاه تیمسار مزینی را برای دلجویی به دانشگاه می‌فرستد تا خودش را از این گناه و تقصیر تبرئه کند. وی با خانواده‌های شهدا ملاقات می‌کند و در دانشگاه به ظاهر از اساتید و روسا عذرخواهی می‌کند. دو روز بعد از واقعه 16 آذر، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی‌گناه رنگین بود دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد. روز 16 آذر به عنوان روز مقاومت و ایستادگی دانشجویان این سرزمین در برابر استعمار غرب و استبداد و خودکامگی در دفتر تاریخ این سرزمین به یادگار ثبت گردیده است.